دانلود جوامع جديد و تكنولوژيهاي نوين ارتباطي PPT
توضیحات فایل
نام محصول : پاورپوینت جوامع جديد و تكنولوژيهاي نوين ارتباطي
حجم : 2.3 مگابایت
تعداد اسلاید : 24
زبان : فارسی
سال گردآوری :98
مقدمه
جوامع جديد در برگيرندة گروههاي عظيم انساني با سابقة قومي، مذهبي وشيوههاي زندگي متفاوت است. با گسترش روزافزون و توسعة اين نوع جوامع، جامعة تودهوار و فرهنگ توده پديد ميآيد. جامعة تودهوار، آفريدة عصر جديد و محصول تقسيم كار و نظامهاي ارتباط الكترونيكي نويني است كه دائماً در حال تغيير و تحولاند. از اين رو، جامعة تودهوار و ارتباط جمعي دو پديدة همزاد هستند كه نميتوان به سادگي آنها را از يكديگر متمايز كرد. بنابراين ميكوشيم درگام نخست، چگونگي شكلگيري جوامع تودهوار و فرهنگ توده را مورد بررسي قرار دهيم و ويژگيهاي هر يك از آنها را روشن سازيم و سپس به نقش و عملكرد تكنولوژيهاي نوين ارتباطي در عصر جديد بپردازيم.
فصل اول : ويژگيهاي جوامع جديد
الف- جامعة تودهوار
از هنگام نگارش كتاب «سياست» توسط ارسطو ميدانيم، چنانچه تعداد افراد در يك مجتمع از حدّ معيني تجاوز كند، روابط ميان افراد و در نتيجه، ويژگيهاي مجتمع نيز به پيروي از آن تغيير مييابد؛ كثرت جمعيت سبب افزايش تفاوتها ميشود و نيز هر چه شمار افرادي كه در روندي از كنش متقابل شركت ميجويند، بيشتر باشد، امكان بالقوه پديد آمدن تفاوت و اختلاف ميان آنها بيشتر خواهد بود. بنابراين، بايد انتظار داشت كه ويژگيهاي فردي، حرفهاي، زندگي جمعي و افكار اعضاي جامعة تودهوار، متنوّع و پيچيدهتر از جوامع ديگر باشد.
ماكس وبر با توجه به اهميت اين موضوع، خاطرنشان ميسازد كه از ديدگاه جامعه شناسي افزايش جمعيت و تراكم آن در يك مجتمع، بدان معني است كه آشناييها و روابط افراد كه جزء طبيعت همسايگي است، از بين ميرود. جورج زيمل در اين زمينه چنين ميگويد: «جهان نوين، با اصل سازماني جوامع پيشين تفا وت بنيادي دارد: يك فرد، عضو بسياري از حلقههاي به خوبي مشخص است؛ اما هيچ يك از اين حلقهها، تمامي شخصيت او را در برنميگيرند و بر او نظارت تام ندارند. وابستگيهاي خانوادگي فرد نوين، از فعاليتهاي شغلي و مذهبي او جدا هستند؛ به اين معني كه هر فردي در شبكهاي از حلقههاي اجتماعي جايگاه مشخصي را اشغال ميكند.
هر گاه عضويت در يك حلقه يا چند حلقه اجتماعي، جايش را به يك جايگاه اجتماعي در شبكهاي از حلقههاي گوناگون اجتماعي دهد، شخصيت فرد دگرگون ميشود. در اين حالت، شخصيت فرد از طريق اشتراك يا خويشاوندي، تعيين كنندة تعلق مذهبي بود. يك فرد نميتوانست با افرادي كه در عقايد مذهبي با او اشتراك نداشتند، همزيستي كند؛ زيرا اشتراك مذهبي با اشتراك محلي يا خويشاوندي منطبق بود. برعكس، در جهان نوين، اين گونه تعلقها جدا از يكديگرند. در جامعة نوين، شخصي ميتواند با وجود پيوندهاي ديگر با همسايشگانش، درعقايد مذهبي با آنها اشتراك نداشته باشد. او ميافزايد: تكنولوژي، فرآوردههاي «غيرلازمي» را براي برآوردن نيازهاي ساختگي انسان ميآفريند. علم و آگاهيهاي «غير ضروري» را فراهم ميآورد كه هيچ ارزش خاصي ندارد و صرفاً محصول توسعة خودبه خودي فعاليتهاي علمي است. در جامعة نوين، پول به صورت حلقة پيوند انسانها در ميآيد و جانشين پيوندهاي شخصي مبتني براحساسات رقيق ميشود و براساس روابط غير شخصي و منحصر به منظوري خاص عمل ميكند. در نتيجه، محاسبات انتزاعي به عرصههاي زندگي اجتماعي، همچون روابط خويشاوندي يا قلمرو پسندهاي زيبايي شناختي ميتازد كه پيش از اين، پهنة ارزيابيهاي كيفي و نه كمّي بودند. پول، گذشته از فراسوي كاركردهاي اقتصاديشاش، روح تعقل، حسابگري و احساس غير شخصي جامعة نوين را تجسّم ميبخشد. در واقع، ميتوان چنين نتيجهگيري كرد كه گسترش روابط نقدي (پول)، به روابط چپاولگرانه ميانجامد و كاركرد اجتماعي را دچار وقفه ميسازد؛ مگر آنكه از طريق طبقهبندي مشاغل و برچسب حرفهاي كنترل شود.» اميل دوركيم در كتاب معروف خود تقسيم كار اجتماعي، ميگويد: افزايش تراكم جمعيت، موجب پيدايي تمايزات تخصصي شدن مشاغل افراد ميشود. تنها بدين وسيله است كه يك محيط محدود ميتواند شمار بيشتري از افراد را در خود جاي دهد. بنابراين، ميتوان اضافه كرد كه تراكم و انبوهي نيز پيآمدهاي افزايش جمعيت را دامن ميزند و فعاليتهاي افراد را تخصصي كرده و ساخت اجتماعي را پيچيدهتر ميسازد.