دانلود کتاب ذکر ولایت 4 دهه اول محرم 1405
توضیحات فایل
کتاب اشعار مداحی ذکر ولایت چهار/4 شامل اشعارمرثیه ، دو دمه ، ذکر، نوجه ، بحرینی ،زمینه ، شور و...
به صورت ده شب تقسیم بندی شده
بخش از کتاب ذکرولایت 4
شب سوم محرم
مناجات امام زمان (عج)
ای آخرین نشانه خودت را نشان بده شد آخرالزمانه خودت را نشان بده
ای آیه های آخر زهرا نزول کن یک بار عاشقانه خودت را نشان بده
این چشمها بهانه دیدن گرفته اند با اینهمه نشانه خودت را نشان بده
خورشید خانواده حیدر طلوع کن آقا در این میانه خودت را نشان بده
باشد ظهور نکن ، قدر یک نگاه از لای درب خانه خودت را نشان بده
هرکس نگشت گرد تو زائر نمی شود
هرکس نگفت شعر تو شاعر نمی شود
***
مدح حضرت رقیه
تموم زندگیم بی بی رقیه است سند بندگیم بی بی رقیه است
ملیکه ی جهان آی اهل عالم جفاس اگه نگیم بی بی رقیه اس
قد بابا حسینش دوسش دارم به بین الحرمینش دوسش دارم
اگه نور دو عینش زینب باشه به اون نور دو عینش دوسش دارم
منم مدهوش مدهوش مدهوشت تو روضه جبرئیله چایی نوشت
تو نور قرآنی هیچ حرومزاده نمیتونه که بکنه خاموشت
سراپامون شور و شوق و احساسه دلامون مست بوی خوب یاسه
من این چشمارو هدیه میدم بهت چشامون زیر پاهای عباسه
حال این بال من حال پروازه هوای روضت چه قدر دلبازه
نه هیچی رو اون بغل نگرفته داره با پرهاش یه گنبد می سازه
طلب کن قلب مست و بی سامونو نگا کن لیلی حال این مجنونو
با دوری از صحن قشنگت خانم نکن دلم رو داغونو داغونو
شاعر : جعفر ابوالفتحی
*******
مرثیه
باباجونم، چه طول کشید نبودنت بیا که باز سر بذارم به دامنت
نگام نکن حیفه دل تو بشکنه که جای سیلیا رو صورت منه
دوری بسه، کجایی بابایی؟ بخون برام، دوباره لالایی
بذا بابا، منم فدات بشم عمه می گفت که تنهایی
(بابا جون، رقیه رو تنها نذار)
عمه بیا، بیا که اومده بابا خوش اومدی مهمون سرزده بابا
از عطر و نور تو شناختمت بابا چی با تو کرده جای تیغ دشمنا
دلم می خواست، بازم ببینمت دیدم تو رو، بمیرم از غمت
تو صورتت، نمونده جای سالمی بگو چطور ببوسمت
(بابا جون، غم تو می کشه منو)
بابا جونم، به من بگو عمو کجاس شاید عمو هنوز تو راه خیمه هاس
صداش چرا از روی نی ها میومد انگاری داشت بچه ها رو صدا می زد
غم سفر، هنوز تو این دله به پام چقدر، نشسته آبله
بگو به من، که ماجراش چیه سه شعبه های حرمله
حاج میثم مطیعی
شاعر: میلاد عرفان پور
Top of Form
مرثیه
دختر شاه مدینه کنج ویرونه نشسته
رمقی به تن نداره شده از زندگی خسته
صورتش خونیوخاکی تنش ازجفا سیاهه
سر گذاشته روی دیوار گمونم که چشم براهه
نمی دونم طفل خسته چه مصیبتها کشیده
رنگ به صورتش نداره قد وقامتش خمیده
بانویی پیشش نشسته بی شکیب و بی قراره
داره آهسته و آروم از پاهاش خار در میاره
صداش از گریه گرفته چشاش تار و بی فروزه
با اشاره میگه عمه کف پام داره می سوزه
چرا پس بابا نیومد تو که گفتی توی راهه
گمونم دوستم نداره آره بخت من سیاهه
تا که اومد بابا پیشم منو می ذاره رو سینه
دست میذارم روی گوشم زخممو بابا نبینه
حرفامو می گم به بابا غم و غصه هام زیادن
بچه های شهر شامی منو بازی نمی دادن
بگو عمه بگو عمه چرا بابا رو زمینه
دستامو بزار تو دستاش چشمام تاره نمی بینه
حالا تو بگو بابا جون چرا لبهات غرق خونه
بمیرم رو صورت تو جای چوب خیزرونه
با خودت ببر از این جا دخترت طاقت نداره
می ترسم اگر بمونم بکشن منو دوباره
********
اگر دست پدر بودی به دستم چرا من در خرابه می نشستم
اگر می بود بابای نکویم نمی زد شمر دون سیلی به رویم
بابا چرا سر از خاك یک لحظه بر نداری حق داری ای پدر جان زیرا که سر نداری
ما را رسوا کردند با ضرب تازیانه بابا مگر تو با ما ، عزم سفر نداری
بیاای عمه جان کامشب زمرگ خودخبردارم هوای دیدن رخسار زهرا را به سر دارم
خبر کن دختران شام را از بهر دیدارم که تا ثابت کنم من هم در این عالم پدر دارم
من دختر سه ساله ی حسینم در باغ دین آلاله ی حسینم
نامم به لوح عشق جاویدانست دیباچه ی رساله ی حسینم
*******
نوحه
امشب به دامن من خورشید آرمیده
یا ماه آسمان ها در کلبه ام دمیده
دختر همیشه جایش آغوش گرم باباست
کس روی دست دختر رأس پدر ندیده
واویلا واویلا
از دل، چراغ گیرم از اشک، گل فشان
از زلف، مشک ریزم بابا زره رسیده
از بس که چون بزرگان بار فراق بردم
در سن خُردسالی سرو قدم خمیده
واویلا واویلا
بابا چه شد که امشب با سر به ما زدی سر
جسمت کدام نقطه در خاک و خون طپیده؟
هم کتف من سیاه است، هم روی من کبود است
هم فرق من شکسته، هم گوش من دریده
داغم به دل نشسته آهم زسر گذشته
چشمم براه مانده اشکم به رخ چکیده
از بس پیاده رفتم پایم زراه مانده
از بس گرسنه خفتم رنگ زرخ پریده
تو رفع تشنگی کن از اشک دیدۀ من
من بوسه می ستانم از حنجر بریده
واویلا واویلا
انگشت های عمّه بگرفته نقش گُلزخم
از بس نشسته و خار، از پای من کشیده
واویلا واویلا واویلا واویلا
*******
جواد مقدم
نوحه
بارون بارون / داره میباره
آسمون دل / غصه ها داره
عطر و بوی غم پیچیده سینه زن ها بیان
شب شب سوم رسیده سینه زن ها بیان
تا همیشه من / با رقیه ام
بی قرار یک / یا رقیه ام
در دل شب / فک کنم جون داد
از روی ناقه / تا زمین افتاد
مادری پهلوشکسته با دلی خون رسید
وای من ای داد بی داد زجر ملعون رسید
ناسزا میگفت / حرف بد میزد
یا که بی حیا / با لگد میزد
روضه خونی / در حرم خوبه
امشبو میریم / کنج مخروبه
دختر کم سن و سالی به سری بوسه زد
لب خشکی بر رگای حنجری بوسه زد
لکنت زبون / داره دردونه
یا أبا أبا / أبا میخونه
زخم کاری / بر تنش داره
رأسی بر روی / دامنش داره
خم شد و لب را به روی لب بابا گذاشت
از روی رأس بریده دیگه سر بر نداشت
همه ی تنش / زده آبله
باید احتیاط / کنه غسّاله
شاعر : علیرضا خاکساری
****
واحد
من کوثر حسینم و عزیز خواهر حسین
خمیده قامتم شده شبیه مادر حسین
آه...رقیه نامم ، نیکو کلامم ، سفیر بابا ، به شهر شامم
نوحه برا تو خوندم و ، چه محشری به پا شد
با ناله هام خرابه هم ، خودش یه کربلا شد
آه...غریب مادر
******
بابا حسین بابا حسین نوای نوحه های من
میخوام بمیرم از غمت بخون دعا برای من
آه...بابا شنیدم ، امون ازین غم ، خورده به لبهات ، یک چوب محکم
ای قاری قرآن من ، قربون صوت زیبات
برات بمیرم که شده ، خونین ز کینه لبهات
آه...غریب مادر
******
ای مهربون کجا بودی چه سختی ها که من دیدم
قافلمون شبونه رفت من خواب بودم نفهمیدم
آه...یک دفعه دیدم ، با خشم بی حد ، دشمن رسید و ، دیگر بماند
به من بگو ای مهربون ، گناهه من چی بوده
بببین تو این سه سالگی ، همه تنم کبوده
آه...غریب مادر
شاعر : حاج امیر عباسی
****
شور
خرابه چراغونه امشب، قناری غزل خونه امشب
موهام فرش مهمونه امشب،دلم خونه امشب
بابا نبودی ببینی پر معجرم سوخت ، بابا نبودی ببینی كه موی سرم سوخت
بابانبودی ببینی كه خاكسترم سوخت ، نبودی ببینی پرم سوخت
خرابه چراغونه امشب، قناری غزل خونه امشب
موهام فرش مهمونه امشب،دلم خونه امشب
لبام دیگه خندونه امشب ، ولی چشما گریونه امشب
بابام گفته می مومنه امشب،دلم خونه امشب
بابا نبودی ببینی كه دستام وبستند ،بابا نبودی ببینی دلم رو شكستند
بابا نبودی ببینی چی آُمد سرمن ،بابا نبودی ببینی سرم رو شكستند
نبودی دلم رو شكستند
بابا نبودی ببینی پر معجرم سوخت ، بابا نبودی ببینی كه موی سرم سوخت
بابانبودی ببینی كه خاكسترم سوخت ، نبودی ببینی پرم سوخت
خرابه چراغونه امشب، قناری غزل خونه امشب
موهام فرش مهمونه امشب،دلم خونه امشب
شب بادو بارونه امشب ، پریشونه این خونه امشب
دیگه رفتن آسونه امشب ، دلم خونه امشب
بابا نبودی ببینی رو خارا دویدم ، بابانبودی ببینی كه زهرا رو دیدم
بابانبودی ببینی كه من چی كشیدم، بابا نبودی ببینی دویدم بریدم
نبودی ببینی بریدم
بابا نبودی ببینی پر معجرم سوخت ، بابا نبودی ببینی كه موی سرم سوخت
بابانبودی ببینی كه خاكسترم سوخت ، نبودی ببینی پرم سوخت
خرابه چراغونه امشب، قناری غزل خونه امشب
موهام فرش مهمونه امشب،دلم خونه امشب
حاج محمود کریمی