دانلود دکرولایت 5 اشعار شام غریبان تا اربعین و دهه دو وصفر
توضیحات فایل
کتاب ذکرولایت 5 به بازار آمد
84 صفحه pdf
اشعاردهه دوم ماه محرم ، ماه صفر، تا اربعین امام حسین (ع)و رحلت حضرت محود (ص)، وشهادت امام حسن(ع) تا امام رضا(ع)
شب یازدهم محرم شام غریبان
آتش زدن به خیمه زبس ظالمانه بود صحرای کربلا همه غرق زبانه بود
تاکس میان خیمه نسوزد با اشک وآه رینب میان خیمه وآتش روانه بود
سیلی امان نداد به طفلان خسته جان رخسار کودکان همه پرُ از نشانه بود
مقصود خصم کشتن آل رسول بود سیلی وتازیانه زدن ها بهانه بود
شرمم کُشد که فاش بگویم ولی بپرس از لاله های گوش چرا خون روانه بود
بُردند از خیام حرم دشمنان دین گهواره ای که جلوۀ طفلی یگانه بود
وقتی شکست سینۀ مولا زسُم اسب آوای واحسین به لبها ترانه بود
زینب به یاد توصیه های حسین خود گرم نماز وذکر دعای شبانه بود
زان پس چراغ عشق وفائی نشد خموش سرهای روی نیزه چراغ زمانه بود
شاعر : استاد سید هاشم وفایی
نفرین به نیزه ها که تو را می برند ، حسین نفرین به کوفیان که درین لشکرند، حسین!
آه از غروب روز دهم...این چه مغربی ست... سردارهای عشق، چرا بی سرند؟ ، حسین!
این چشمهای حضرت عباس ...(یا قمر!) دلواپس گلوی علی اصغرند ، حسین!
سر می بُرند مدعیان ِ امور دین سیم و زر و حکومت ری می خرند، حسین!
بادا حرامشان همه ی روزهای عمر آنها که دزد ِ جامه و انگشترند ، حسین!
این اسب ها که روی تن ماه می دوند
فردا شغال های صف محشرند حسین!
*
دیدی که پا به پای عطش هات آمدند؟ این دستها! که ساقی ِ آب آورند، حسین!
آنجا که اشک پای غمت پا گرفت و بعد بغضی میان سینه من جا گرفت و بعد
وقتی که ذوالجناح بدون تو بازگشت این دخترت بهانه بابا گرفت و بعد
ابری سیاه بر سر راهم نشسته بود ابری که روی صورت من را گرفت و بعد
انگار صدای مادری دلخسته می رسید آری صدای گریه ی زهرا گرفت و بعد
همراه آن صدا تمامیّ ِ کودکان ذکر محمدا و خدایا گرفت و بعد
هر کس که زنده بود از اهل خیام تو مویه کنان شد و ره صحرا گرفت و بعد
دور از نگاه علمدار لشگرت آتش به خیمه های تو بالا گرفت و بعد
سرمست انتقام ولی بی نصیب تر پس معجر از سر زنها گرفت وبعد
*
((پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل))
شاعر : یاسر مسافر
مرثیه
السَّلامُ عَلَي المُضامِ المُستَباح
سلام بر ستم دیده حق بُرده شده ای
که حقش را حلال شمردند
عَلَي المُجَرَّعِ بِكَأساتِ الرِّماح
سلام بر اون کسی که از کاسه نیزه ها نوشیده
به آیه های بسملِ بریده سر
به سوز و آهِ خیمه های شعله ور
سلام ما عَلَي الشَّيبِ الخَضيب
سلام بر آن موی سفید خضاب شده با خون
سلام ما عَلَي الخَدِّ التَّريب
سلام بر آن گونه خاک آلوده
در قتلگاه نمانده پیرهن
بر تن مولای غریب
(آمده، شام غریبان حسین)
السَّلامُ عَلَي الدِّماءِ السّائِلات
سلام بر خون های ریخته شده و روان
سلامُنا عَلَي الجُسومِ الشّاحِبات
سلام ما بر آن بدنهای رنگ پریده
به او که غسل و کفنش به خون شده
به کودکان از حرم برون شده
لهوف سید بن طاووس :أخرَجُوا النِّساءَ مِنَ الخَيمَةِ
وأشعَلوا فيهَا النّارَ ، فَخَرَجنَ حَواسِرَ مُسَلَّباتٍ حافِياتٍ باكِياتٍ ،
يَمشينَ سَبايا في أسرِ الذِّلَّةِ
زنان را از خيمه ها بيرون كردند و خيمه ها را به آتش كشيدند
زنان ، سرْبرهنه و بى چادر و پابرهنه و گريان
بيرون دويدند و به سانِ اسيران در بند و خوار ، راه مى رفتند
به آن که شد، غریب کربلا
به آن سرِ، بُریده از قفا
ببین هنوز، به سوی خیمه هاست
نگاه روی نیزه ها
(آمده، شام غریبان حسین)
حاج میثم مطیعی
شاعر: میلاد عرفان پور
*********
يكي بال و پرش آتش گرفته
و چشمان ترش آتش گرفته
ز سوز تشنگي در بين خيمه
تمام پيكرش آتش گرفته
بگوئيد از نجف حيدر بيايد كه موي دخترش آتش گرفته
ميان خيمه ها اي دادِ بي داد بميرم معجرش آتش گرفته
يكي در خيمه ها دنبال آب است گلوي اصغرش آتش گرفته
تمام هستي اش رفته به غارت كه ياس پرپرش آتش گرفته
از آن تيري كه رأسش را جدا كرد صداي مادرش آتش گرفته
و در گودال زير دشنه مي ديد نگاه خواهرش آتش گرفته
همه ديدند، از خيمه چگونه نفَس در حنجرش آتش گرفته
كنار جسم عريان برادر
يكي بال و پرش آتش گرفته
شاعر : رضا باقریان
خودم دیدم زبالای بلندی که محبوب خدارا سر بریدند
خودم دیدم کبوتر های معصوم همه،سرزیر پرها کرده بودند
خودم دیدم که صحرا لاله گون بود خودم دیدم زمین دریای خون بود
خودم دیدم فضای آسمانها پراز «انّاالیه راجعون» بود
خودم دیدم گلوی اصغرم را خودم در بر کشیدم اکبرم را
خودم دیدم که زهرا گریه می کرد
خودم دیدم سرشگ مادرم را
زمزمه
داداش ، ببین قد زینب خمیده
خواب از چشای من پریده ، من ماندم و سر بریده
داداش ، خواهر تو به کی سپردی
کاش منو با خودت می بردی ، تا حالا تازیانه خوردی؟
رفتی نگفتی زینب ، بی تو می شه آواره
رباب و آه و ناله ، از دوری شیر خواره
ببین دارن می دزدن ، گوشواره و گهواره
پاشو سرت سلامت ، بچه ات لباس نداره
حسین غریب مادر